معمولا آدمی از یک سنی به بعد می‌خواهد دست به کارهای جدیدی بزند. برای مثال : بدجور به سرم زده که یک‌جوری تئاتر کار کنم. بشم یک هنرپیشه. ولی آیا شغل وقت‌گیر کارمندی و دغدغه‌های مالی اجازه این کار را می‌دهد یا نه؟
دلم می‌خواهد وارد دنیای بازیگری بشوم و نواختن موسیقی یادبگیرم. زبان انگلیسی و فرانسه آموزش ببینم و بتوانم صحبت کنم. و تمام این‌ها به زمان نیاز دارد و توان مالی آن نیز که جای خود دارد.
به آنهایی که اکنون سن‌شان در مقطعی‌ است که در حال تحصیل هستند قدر اوقات و موقعیت سنی خود را بدانند. خطابم به آنهایی است که مسئولیت خرج و دیگر مسئولیت‌های زندگی بردوش‌شان نیست و کاری جز درس‌ خواندن و تفریح و اوقات فراغت ندارند.
اگر هم در زمان تحصیل اوغات فراغت کمی دارید، تابستان و تعطیلات میان ترم فرصت مناسبی‌ است که آن طور می‌خواهید زندگی کنید و از اکنون برای آینده، اندوخته‌های دانش و آموزش لازم داشته باشید. پس از همین الان سعی کنید استعداد و علایق خود را مرور کنید؛ چرا که در آینده ممکن است حسرت زمان اکنون خود را بخورید.
من که هرجور فکر می‌کنم می‌بینم نمی‌شود وقتی برای علایق خود بگذارم. یا شاید هم دارم تنبلی خودم را توجیه می‌کنم. ولی خدا کند که واقعا بهانه‌تراشی باشد. مثلا می‌توانم در اندک زمان پس از محل کار به نوشتن ادامه داستانم بپردازم. و باز خود را توجیه می‌کنم که قدرت تخیلم خوب کار می‌کند و یا بعد از اداره ذهنم چنان خسته است که چیزی برای نوشتن به فکرم خطور نمی‌کند.
و البته این واقعیت را اضافه کنم پدر و مادرهای نسل اکنون با والدین نسل پیشین بسیار تفاوت دارند. در زمان ما پدرو مادرمان به استعدادیابی و پرورش ذهن علمی یا هنری فرزند خود اهمیت نمی‌دادند و از طرفی امکانات آموزشی همانند اکنون نبود.
و شاید باز هم دارم خود را....!