هزار سال یا هزاران سال از دوران بت پرستی میگذرد. به ظاهر بسیاری از آدمها فهمیدهاند که خداوند تنها خدای یکتا و سزاوار پرستش است. اما با اینحال وسوسه به دست آوردن پول بیشتر و زیورآلات دنیوی باعث میشود چاپلوسی انسان دیگری را بکنند که دارای سمت و قدرت در اداره و دیگر است.

نقد من بر دیگران نیست. بلکه بر خودم است. اگر میخواهید شرحاش را بدانید از اینجا شروع میکنم: به تازگی مرا به بخشی دیگر از اداره منتقل کردهاند که دیگر خبر از انجام کار یکنواخت و حجیم قبل خبری نیست. از جایی منتقل شدهام که بالادست زیاد داشتهام و در آنجا به نوعی رفتارهای آنان با کارمندهایی مثل من، شبیه برخورد ارباب رعیتی بوده است. حال در جایی هستم که این بالادستها به نصف رسیدهاند و گرچه وظیفهی جدیدم مسئولیت بیشتری دارد اما تنوع بیشتری دارد و از زیر بار آن رفتارهای حقیرانه آن نصف و نیمه رئیسان رهایی یافتهام. در اینجا با رئیس و معاون اصلی بخش سر و کار دارم و با اینکه پستی ندادهاند و همان کارمند معمولی هستم، فرصتی است برای خود نشان دادن و کسب رتبه و پاداش بیش و بیشتر. در آخر وقت اداری اکثر کارمندان رفته بودند و من مانده بودم و همکارم. رئیس یک کار فوری داشت پیش من و همکارم آمد و کاری فوری و حساس را از ما طلب کرد. اکثر کار را همکارم چون از قدیمی آنجا بود انجام داد و نتیجه کار را چاپ گرفت و به من داد و با عجله اداره را به سمت منزل ترک کرد. من نیز متن چاپ شده را به رئیس دادم و با حالتی به ایشان دادم که گویی خودم را انجام دادهام. دقیقا قصد شیرین کردن و جلب توجه او را داشتم برای بهتر جلوه کردن و در نتیجه کسب پاداش بیشتر در فیش حقوقی. و یک کلام از زبانم درنیامد بگویم که بیشتر زحمت این کار را همکارم کشیده است.

خدایا با اینکه میدانم تمام قدرت تویی باز هم از تو غافل شدم. با توجه به اینکه نمایشی از قدرت تو را در زندگیام به نحو احسنت چشیدهام باز اسیر نفس خود شدم. من نفسام را ترجیح دادم و این گناهی بسیار بزرگ است. من به ظاهر بتپرست نیستم اما بخاطر حرص و آز نسبت به مال دنیا، آدمی را میپرستم که در سمت رئیس اداره است که از برای این جلب رضایت رئیس بخاطر پول پرستی است. اگر به خودم واگذار شوم هر لحظه بت دیگر و دیگری را میپرستم که به نفسام منتهی میشود. یعنی نفس پرستی، نوعی دیگر بت‌پرستی است.

خداوندا کمکم کن. کمکم کن که یقینام نسبت به خودت را در عملام جاری کنی. هیچچیزی بزرگتر از تو وجود ندارد که جای تو را پر کند و ذهن و دل و تمام وجودم را وابسته و مدهوش خود کند؛ جز تو.

هر لحظهام را از یاد و ایمان خودت سرشار کن. آمین.