در دنیایی به دنیا می‌آییم که ساز و کار و قدرت را دیگران در دست گرفتند و همه چیزش را با متر پول و رابطه معین کرده‌اند. خدای عزیز آخر این چه کاریست و چرا در اینجا متولد شده‌ام. منی که در هیچ‌یک از تغییرات و تصمیم‌گیری‌ها، هیچ نقشی نداشته و ندارم و باید با وضع موجود سر کنم. چرا باید عده‌ای بی‌عقل پول را به منشا قدرت تبدیل کرده تا دیگران از صبح تا شب در پی کسب آن، شب و روز خود را هدر دهند.
خدای عزیز من اینجا را نمی‌خواهم. با چه زبانی و چه دلی بیان کنم که مرا بازگردان به همانجا که قبل از تولد بودم و یا حتی عدم.