روشن‌شدگی آن است که همه زندگی را معبد و دین ببینی. روشن شدگی آن است که خدا را در آیینه سیمای همگان مشاهده کنی. حتی اگر بعضی از آیینه‌ها کدر باشند. آیینه کدر را می‌توان صیقلی کرد. آدمهای خواب‌رفته را می‌توان بیدار کرد. کافی است به صورتشان اندکی آب بپاشی!   
( اُشو )


و البته بنده حقیر جمله‌ای را به این توصیف اضافه می‌کنم:
بخشی از تاثیرات روشن‌شدگی آن است که هیچ نوع رفتار و عمل دیگران تو را نیازارد و ناراحت نشوی تا باعث شود مقابله کنی و آن را به دل بگیری. روشن‌شدگی یعنی چنان به خداوند نزدیک شده‌ای که از خود بی‌خود شده‌ای و خودی وجود ندارد که در آن حرص، نفاق، حسد، طمع و دنیاخواهی و انتقام‌جویی و... در آن جای بگیرد.