رسم است که وقتی عزیزی مثل والدین فوت می کنند ریش‌ها را نزنیم و حتی مرتب هم نکنیم و تا مدتها مثل جنگلی‌ها در میان مردم رفت و آمد کنیم. 

رسم است که در ماه محرم با به راه انداختن دسته‌های عزاداری در خیابان تردد ماشین‌ها را مختل کنیم و حتی راه را ببندیم. رسم است که حتما غذای نذری بدهیم حتی اگر به قیمت اسراف باشد. 
کاش این مرسوم بودن‌ها را با عقل و اندیشه مزین کنیم. بنده به هیچ‌وجه با عزداری و دین اسلام و غیره مخالفت و مشکلی ندارم. ولی با شکل اجرای آن موافق نیستم. می‌توانیم به جای خرج‌های گزاف غذا درست کردن، هزینه‌های آن را صرف کاری مهم‌تر کنیم و مشکلی از مشکلات مردم رفع کنیم.
اجرای این رسم‌ها یکی دوتا نیست و حتی وجود برخی‌ از رسم‌ها و تعصب‌ها کاملا بی‌مورد و غیر‌ضروری هستند، اما گویی رسم است که عقل در این بین دخیل نباشد.