به طور کامل حوصله و اشتیاق نوشتن در من فروکش کرده. گاهی اوقات مطالبی برای نوشتن به ذهنم می‌رسه و موکول می‌کنم به ساعت یا روز بعد. وقتی هم پای رایانه می‌روم یا مطلب رو فراموش کردم و یا حوصله فکر کردن و نوشتن‌اش را ندارم. احتمالا حدس می‌زنید که حال روحی‌ام خوب نیست. اقرار می کنم که حالم خوب نیست. روزهای خیلی بدی را می‌گذرونم. واقعا نیاز به یک همصحبت دارم که قابل اعتماد باشه. و بیشتر به این نتیجه رسیدم فقط خدا می‌تونه کمکم کنه.

یاد اون روزها بخیر که نوشتن هیجانی مثال‌زدنی داشت.