هر جمله‌ای را که در مورد عالم موسیقی و نواها بیان کنم، باز از گفتن حق مطلب و احساس واقعی خود کوتاهی کردم. علی‌الخصوص در مورد برخی از قطعه‌های ویولون فردین خلعتبری. 
- گویی بدن من سیمهای ویلون است و آرشه را به جانم کشیده می‌شود.
- دیگر اینجا نیستم. یکی از نوت‌های آن در یک لحظه مرا به دنیایی دیگر منتقل می‌کند. به واسطه‌ی همان نیرویی که در سرم حس می‌کنم. دلم می‌خواهد همان‌جا بمانم.
- به یک لحظه شاهد پرکشیدن تمام وجودم هستم.
- گویی در میان آن نوت‌ها قرار می‌گیرم و دلم می‌خواهد خودم به موسیقی بپیوندم.
-نوازنده‌ای که موسیقی‌ای می‌نوازد مانند حس مادر شدن است. مادری که حس یک وجود را در وجود خویش می‌پروراند.

سعی کردم در چند مورد حس‌ام را بیان کنم، اما باز که مرور می‌کنم یک‌درصد حسم را هم درست بازگو نکردم.